
۱۳۸۶ بهمن ۱۳, شنبه
۱۳۸۶ بهمن ۸, دوشنبه
۱۳۸۶ بهمن ۷, یکشنبه
شعر
تو اين دنياي ديوونه کسي عاشق نمي مونه
ببين ساختن چقدر سخته ولي ويروني اسونه
منو ببخش منو ببخش ميخوام که با تو باشم
نمي تونم جدا شم تو اين دنيا تنها شم
بيا به من کمک کن ميخوام که با تو باشم
دلم مي خواد دست تو ور بازم تو دست بگيرم
منو ببخش اي مهربون بمون نذار بميرم
اشتي بده شبامو با ستاره
منو ببخش به فرصتي دوباره
نذار تنهام نرو اي عشق براي رفتنت زوده
بميرم نکن گريه همش تقصير من بوده
منو ببخش منو ببخش مي خوام که با تو باشم
نذار غريبه باشم همرنگ سايه هاشم
بيا به من کمک کن مي خوام که با تو باشم
نمي تونم جدا شم تو اين دنيا تنها شم
بيا به من کمک کن مي خوام که با تو باشم
نذار غريبه باشم همرنگ سايه هاشم
بيا به من کمک کن مي خوام که با تو باشم ...
اشتراک در:
پستها (Atom)


